X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 11 شهریور 1394 @ 12:07

30

سلام سلام

دیروز روز وبلاگ نویسی بود یادم رفت بهتون تبریک بگم روزتون مبارک باشه وبلاگ نویسای قشنگ

از دیروز تا حالا داره هی اس ام اس رزمایش و فلان میاد کشتن مارو بسکه از خودشون تعریف کردن 

خب الان که در خدمتتونم یک بنفش مرتب و تمیز از آرایشگاه برگشته مو بافیده هستم البته از دیروز تا حالا!

دیشبم طی یک حرکت انتحاری به آقای پست قبلی گفتم که این کارارو که میکنی ازت بدم میاد و ایشون بهش برخورد و چیکارش کنم حالا؟ راستشو گفتم  حوصله ی بچه بزرگ کردن ندارم که بخوام هر چیزیو چهل بار بگم آخرم نفهمم کجا قرار دارم روند مرگ یه بار شیون یه بار یه جوری  ادامه داره که فک کنم اگه دوستای مشترک نباشن کلن دیگه همدیگرو نبینیم واللا

 اینا رو بیخیال دیشب رفتیم خونه ی دوستم و خیلی خوش گذشت و ماکارونیشم خوشمزه بود و با اینکه دوس ندارم خوردم و ته دیگ سیب زمینی هم که عشق من است تازه هوس شیرینی کرده بودم اونجا خوردیم و اون یکی دوستمون پسته آورده بود اونم خوردیمو ای بترکی بنفش انقد نخور چون از تخمه های آفتابگردون آبلیموییش نمیشد گذشت اونارو هم خوردیم و میوه هم که عشق منه مگه میشه نخورد مخصوصن موقع حرف زدن که فک آدم باید درست حسابی بجنبه  البته ازونجایی که دیروز یه کوزت واقعی بودم به خاطر طوفان پریشب و عملیات بشور و بساب رو به مدت یه ساعت مث فرفره انجام داده بودم زیاد  عذاب وجدانی نشدم بابت این همه بلعیدن و مجموع چیزایی که خوردم شد 1200 کالری با کم کردن کالری سوزونده ی عملیات بشور و بساب، تازه دوستام بهم گفتنن لاغر شدی و چیکار کردی و منم راستشو گفتم هیچ کار!!! چون واقعن هیچ کاری نکردم به نظر خودم ، خلاصه که جونم براتون بگه بسیار تا بسیار بهمون خوش گذشت.

دیروز  تولد اون دوستم بود که زیاد میرم پیشش  این دوستم سرگذشت تلخی داره ولی انقدر آدم قوی و پر انرژی ایه که کلی بهش مفتخرم ، از من یه سال بزرگتره و تو سن پایین به خاطر تصادف قطع نخاع شده و از ویلچر استفاده میکنه و کلی سختشه همه چی و زندگی ولی همونطور که گفتم انقد آدم قوی ایه که همه میتونن بهش تکیه کنن ولی خب گاهی به کمک احتیاج  داره و برای همینم هست که من زیاد بهش سر میزنم هر چند که برادرش  چند وقتیه اومده پیشش ولی عملن  سربارشه و کار خاصی نمیکنه و همین باعث ناراحتیشه یکم ، خلاصه که تولد دوستم بود ولی چون مامان و خواهرش میومدن تهران پیشش دیگه من دیدارو موکول کردم به یه روز دیگه البته ممکنه امروز یه سر برم دیدن مامانش چون خیلی دوسش دارم و باهاش دوستم بله ما اینجور بنفشایی هستیم که با مامان دوستامون یه جوری دوستیم که بعضی موقع ها حتی با مامان دوستامون میریم کافه دوستمونم نمیبریم ! البته این دوستمونو نه یه دوست دیگمونو 

چند وقت پیشا ناخونامو از ته گرفتم ولی همون ناخونای کوتاه دوتاشون به وضع فجیعی شکستن باید یه برنامه ی مانیکور براشون تدارک ببینم  تا دستام زیبا بشن 

راستی گفتم دست یه پیشنهاد خوب براتون دارم اونم کرم دست الارو هست که خیلی خووووبه 

خب گفتم فرندز تموم شد؟ نگفتم از اول دارم میبینم  خجالت آوره میدونم

یه سریال دیگه دارم که هنوز نتونستم با خودم صحبت کنم که شروعش کنم البته یه کم استراحت میکنم بعدش شروع میکنم .

حالا کادو  برای دوستم چی بخرم؟؟

نظرات (8)
دختری بنام اُمید!
پنج‌شنبه 12 شهریور 1394 ساعت 21:35
چرا همتون میرید خوشگلاسیون، منم دلم میخواد اما کو وقت و حوصله!
چه دوست محکمی، واقعا جای افتخار داره:)
شما دوستتو بهتر میشناسی ما چی پیشنهاد بدیم؟ کتاب! لباس! زیورآلات! انواع تکنولوژی! و ...
پاسخ:
حوصله رو به وجود بیار و وقت و بساز کلی برای روحیت خوبه ها
آره واقعن به دوستم مفتخرم ولی هنوزم نمیدونم چی بگیرم براش
سیما
پنج‌شنبه 12 شهریور 1394 ساعت 16:53
من الان دارم به فرندز فکر می کنم...فکرم تموم شد شاید یه نظر دیگه هم گذاشتم!
پاسخ:
نتیجه ی تفکراتم با من در میون بذارر پسسس
سین
پنج‌شنبه 12 شهریور 1394 ساعت 12:55
راستی لینکت کردم
فکر کنم شما همون بنفش در وبلاگ جناب چوپان باشید
درسته؟
پاسخ:
مرسی عزیزم منم به زودی لینکت میکنم فعلن لپ تاپ نازنینم خراب شده با گوشی دارم تایید میکنم
سین
پنج‌شنبه 12 شهریور 1394 ساعت 12:54
تازه با وبلاگت اشنا شدم دارم میخونمت خانمی
پاسخ:
منم میام پیشت زووود
آرام
چهارشنبه 11 شهریور 1394 ساعت 23:57
اون غم قسمت آخر فرندز هنوز یادمه. هنوز وقتی می بینم بغض می کنم!
اون سریال دیگه چیه؟
پاسخ:
خیلی غصه داشت خیلی زیاد
آدم کلی دلش براشون تنگ میشه شیم لس و داوینچی کد
چوپان
چهارشنبه 11 شهریور 1394 ساعت 17:12
سلام. من که راضی نیستم انقدر میخوری. مخصوصا تخمه رو.
چه خوبه که دوستت خوش روحیه ست. و خوبه که کنارشی. بهت بیست میدم.
داداشش گولاخه یا ... کلن قابلیت سرمایه گذاری داره؟
سریال ستایشو ببین. از دست ندی
پاسخ:
خدایی رضایت بده نمیتونم نخورمشون
آره روحیه دوستم خدا رو شکر خوب بود
از داداشش تو مخ تر ندیدم کلیم از من کوچیکتره وراج رو اعصابه
من تلویزیون نمیبینم
مهدی
چهارشنبه 11 شهریور 1394 ساعت 13:57
چه خوب. که اینقدر سرتون شلوغه ما که مردیم از بیکاری و تو خونه نشستن!
پاسخ:
خودتون سر خودتونو شلوغ کنین خبببب
خانم توت فرنگی
چهارشنبه 11 شهریور 1394 ساعت 13:44
آخی چه دوست مهربونی هستی
پاسخ:
نه بابا من یه دوست معمولیم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد